در حالی که سرنوشت سامانه دفاع هوایی اس-۴۰۰ ترکیه همچنان نامشخص است، شواهد نشان میدهد دولت دونالد ترامپ تصمیم راهبردی خود را گرفته است؛ بازگرداندن آنکارا به قلب معماری امنیتی آمریکا، حتی اگر یکی از پیچیدهترین اختلافات دو کشور هنوز حلوفصل نشده باشد.
هفت سال پیش، خرید سامانه دفاع هوایی اس-۴۰۰ از روسیه، روابط واشنگتن و آنکارا را وارد بحرانی کمسابقه کرد. ترکیه از برنامه جنگندههای اف-۳۵ کنار گذاشته شد، تحریمهای «کاتسا» علیه صنایع دفاعی این کشور اعمال شد و یکی از مهمترین شکافها میان دو عضو ناتو شکل گرفت اما اکنون به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ این پرونده را دیگر مانع اصلی روابط با ترکیه نمیداند.
اظهارات اخیر ترامپ در نشست ناتو، از جمله تأکید بر اینکه «ما نمیخواهیم دوستانمان را تحریم کنیم» و اشاره به «رابطه و شیمی خوب» خود با رجب طیب اردوغان، بیش از هر چیز از تغییر نگاه واشنگتن به جایگاه ترکیه حکایت دارد؛ تغییری که فراتر از یک اختلاف تسلیحاتی، به بازتعریف معادلات امنیتی منطقه مربوط میشود.
اس-۴۰۰؛ بحرانی که به حاشیه رانده شده است
اگرچه هنوز هیچ تصمیم رسمی درباره سرنوشت سامانه اس-۴۰۰ اعلام نشده و گمانهزنیها درباره انتقال آن به کشوری ثالث ادامه دارد، اما مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد واشنگتن دیگر این پرونده را شرط اصلی گسترش همکاریهای دفاعی با آنکارا نمیداند.
با این حال، اجرای چنین سناریویی ساده نخواهد بود. همانقدر که آمریکا نسبت به احتمال دسترسی روسیه به اطلاعات مربوط به فناوری پنهانکار جنگندههای اف-۳۵ حساس است، مسکو نیز درباره انتقال فناوری پیشرفته موشکی خود به یک کشور ثالث ملاحظات امنیتی دارد. به همین دلیل، حل این پرونده تنها به توافق واشنگتن و آنکارا وابسته نیست و بدون در نظر گرفتن موضع روسیه پیش نخواهد رفت.
این موضوع را دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، نیز تأیید کرده است. او پرونده اس-۴۰۰ را «بسیار حساس» توصیف کرد و گفت: «ما با طرف ترک در این خصوص تماسهایی داشتهایم و این تماسها را ادامه خواهیم داد.» همین اظهارات نشان میدهد که اگرچه مذاکرات جریان دارد، اما هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است.
ترکیه؛ بازیگری که وزن ژئوپلیتیکی آن تغییر کرده است
تغییر رویکرد واشنگتن را باید در تحولات گستردهتر منطقه جستوجو کرد. ترکیه طی دو سال گذشته در چندین پرونده راهبردی به بازیگری تعیینکننده تبدیل شده است؛ از تحولات سوریه و تغییر موازنه قدرت در قفقاز جنوبی گرفته تا معادلات دریای سیاه، شرق مدیترانه و حتی بحران اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل.
در چنین شرایطی، واشنگتن بیش از گذشته به موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه نیاز دارد. ناتو در حال افزایش حضور خود در دریای سیاه است؛ غرب به دنبال گسترش دسترسی به حوزه خزر و آسیای مرکزی است و همزمان تلاش میکند نفوذ روسیه در شرق مدیترانه را محدود کند. در همه این پروندهها، ترکیه یکی از معدود کشورهایی است که هم موقعیت جغرافیایی و هم ظرفیت نظامی لازم برای ایفای نقش کلیدی را در اختیار دارد؛ همین واقعیت، ارزش راهبردی آنکارا را برای دولت ترامپ به شکل محسوسی افزایش داده است.
کرملین نیز در حال بازنگری است
همزمان، روسیه نیز با دقت تحولات روابط واشنگتن و آنکارا را دنبال میکند. سفر سهروزه هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، به روسیه، دیدارهای او با سرگئی لاوروف، مقامهای اطلاعاتی روسیه و در نهایت ملاقات با ولادیمیر پوتین، نشان میدهد کرملین این تحولات را صرفاً از زاویه پرونده اس-۴۰۰ دنبال نمیکند.
لاوروف پس از دیدار با فیدان اعلام کرد: «یکی از مهمترین موضوعات دستور کار این بود که ترکیه علاقه خود را نه فقط برای فراهم کردن بستری برای مذاکرات، بلکه برای مفید بودن در مذاکرات روسیه و اوکراین تأیید کرده است؛ البته اگر هر دو طرف چنین امکانی را مناسب بدانند.»
اگرچه در شرایط کنونی احتمال ایفای نقش میانجی از سوی ترکیه محدود به نظر میرسد، اما این گفتوگوها نشان میدهد مسکو همچنان تلاش میکند روابط خود با آنکارا را در سطحی نگه دارد که از تبدیل کامل ترکیه به یکی از ارکان راهبرد آمریکا جلوگیری کند.
پیام واقعی واشنگتن؛ سرمایهگذاری بر آینده قدرت نظامی ترکیه
شاید مهمترین نشانه تغییر سیاست آمریکا نه در پرونده اف-۳۵، بلکه در حمایت از برنامه جنگنده بومی «کاآن» دیده شود. برداشته شدن مانع کنگره برای استفاده از موتورهای F۱۱۰ شرکت جنرال الکتریک در این پروژه، تنها یک همکاری صنعتی نیست؛ بلکه نشانهای از آمادگی واشنگتن برای مشارکت در تقویت توان دفاعی ترکیه است؛ کشوری که قرار است در راهبرد جدید آمریکا نقشی فراتر از یک عضو عادی ناتو ایفا کند.
البته مسیر فروش احتمالی جنگندههای اف-۳۵ همچنان با مخالفت جدی لابیهای اسرائیلی، یونانی، قبرسی، ارمنی و برخی کشورهای عربی در واشنگتن روبهرو خواهد بود، اما مجموعه تصمیمهای اخیر نشان میدهد دولت ترامپ حاضر نیست آینده روابط راهبردی با آنکارا را به پرونده اس-۴۰۰ گره بزند.
واقعیت این است که واشنگتن در حال بازتعریف اولویتهای خود است. در این چارچوب، ترکیه دیگر صرفاً کشوری نیست که بابت خرید یک سامانه روسی مجازات شود، بلکه قدرتی منطقهای است که میتواند در مهار روسیه، مدیریت بحرانهای خاورمیانه، تقویت حضور ناتو در دریای سیاه و شکلدهی به نظم امنیتی جدید منطقه نقش محوری ایفا کند. به همین دلیل، حتی اگر پرونده اس-۴۰۰ همچنان باز بماند، مسیر روابط آمریکا و ترکیه وارد مرحلهای شده که ملاحظات ژئوپلیتیکی بر اختلافات گذشته سایه انداخته است.




نظر شما